چون تنها درسکوت است که موج احساسم می جوشد ودر یک آن هزاران واژه ی غریب بر سر و روی کاغذ می ریزد!!![]()
مگر در هر ثانیه چند کلمه می توان از میان لبان بیرون بریزد تا بیانگر احساس درون باشد!!![]()
گاهی آنقدر به تو نزدیکم که حس می کنم صدای قلبم را میشنوی وبا خود می گویم دیگر چه نیازی به سخن گفتن که تو خود همه حرفهایم را از صدای قلبم می خوانی!!![]()
وگاهی آنقدر از تو دور می شوم که هر چه صدایم می زنی فقط حرکت لبهایت را می بینم وصدایی نمی شنوم!!![]()
دلم هوای پرسه زدن درکوچه پس کوچه های خاطراتم را دارد!!![]()
دلم سخت محتاج هوای تازه ی کوچه هایی است که خاطرات بهار دارد!!![]()
در هم همه ی سکوت اتاق قلم را با خود همراه می کنم تا کلماتی را بر دل کاغذ بنشاند![]()
چون تنها در سکوت است که موج احساسم می جوشد و در یک آن هزاران واژه ی غریب بر سرو روی کاغذ می ریزد![]()
مگر در هر ثانیه چند کلمه می تواند از میان لبان بیرون بریزد تا بیانگر احساس درون باشد ![]()
گاهی آنقدر به تو نزدیکم که حس میک نم صدای قلبم را می شنوی و با خود می گویم چه نیازی به سخن گفتن که تو خود همه ی حرف هایم را از صدای قلبم می خوانی
.....
وگاهی آنقدر از تو دورم که هر چه صدایم می زنی فقط حرکت لبهایت را می بینم وصدایی نمی شنوم![]()
دلم هوای پرسه زدن در کوچه پس کوچه های خاطراتم را دارد![]()
دلم سخت محتاج هوای تازه ی کوچه هایی است که خاطرات بهار دارد![]()
خاطرات عشق![]()
خاطرات با تو بودن![]()
وای که بهار خاصیتش عشق است![]()
بوی بهار.......یعنی بوی عشق![]()
بگذار این روزها کمی با خود تنها باشم![]()
بگذار کمی به خاطراتم نزدیک شوم![]()
بگذار با خاطره ها نیز زندگی کنم......دلتنگ میشوم......ولی زیباست![]()
بگذار زمزمه های دلتنگی ام را به قاصدکها بسپارم وبعد سبکبال همچو ستاره با آغوش آسمان پناه ببرم واز قلبم برایش بگویم![]()
سر به روی شانه های مهربانش بگذارم وبگویم گاهی چه غریبم![]()
وگاهی چه دلتنگم
و آسمان با آن قلب بزرگش مرا با آغوش پر مهرش بفشارد و اشکهایم را بردارد و برایم از امید.....از عشق.....واز زیبایی بگوید![]()
آنقدر در گوشم زمزمه کند تا خنده بر لبانم بنشاند و مرا به زمین بازگرداند تا
با قلبی عاشقتر و دلی پر از امید زندگی را از سر بگیرم![]()
آنقدر مرا محصون عشقت مکن![]()
اینگونه مرا در مقابل عشق بی پایانت شرمگین مکن![]()
برایم از عاشقی نگو که من خود عشق را خوب میشناسم![]()
می دانم عاشقی...می تواتن از چشمهایت, از کلامت, ازنگاه مهربانت بخوانم که چقدر دوستم داری![]()
تو سرشار از عشق و محبت و مهربانی هستی![]()
روح تو آنقدر بزرگ استن که بتواند مرا بفهمد![]()
اخرین شبنم اشک از چشمانم می بارد![]()
آخرین لحظه ها را به خاطره میسپارم وخاطره را به خاطره ها....![]()
با تمامی عشقم به چشمان زیبایت خیره می شوم...![]()
وآخرین فرصت را غنیمت میشمارم تا آخرین کلام را به زبان آورم![]()
باورکن!!دوستت دارم![]()
![]()
|
بدون انکه قلم بلغزد واژه ها را در آغوش میگیرم و آنها را صریح و بی پروا به روی صفحه ای از جنس لحظات می کشم/
| |||||